عبد الله احمديه
29
راز درمان ( رساله اى در پزشكى سنتى و گياه درمانى ) ( فارسى )
تنفس نامنظم ، كبد و دستگاه گوارش مختل و آثار مسموميت و بدن پف كرده . همراهان اظهار داشتند بعد از بهبودى و رفع خيز بدن ، به اصرار جوانان " متجدد " خانواده ، بيمار را نزد همان پزشك اول برديم . ايشان هم داروهاى گوناگونى دادند كه هيچيك به او سازگار نبوده و در نتيجه حالش را خراب كرده است . خلاصه دوباره پس از يأس و نااميدى بنزدم مراجعه كرده بودند . در معاينه ، كبد خيلى بزرگتر شده بود و بيشتر شكم را فراگرفته بود . دستور خوردن آب شلغم ، آب هويج ، و جوشاندههاى لازم را دادم . در تاريخ 30 / 2 / 24 خانم مزبور باز به مطب آمد . حالش بسيار خوب و كبدش كوچكتر شده بود . رنگ رخسار بيمار از پريدگى و پلاسيدگى درآمده و توان تكلم را بدست آورده بود . از مداوا بسيار راضى بود . براى يبوست او " نمك كالاسباد " مىدادند . بجاى آن بنفشه ، ريشه كاسنى و اصل السوس ، ترنجبين و ريوند دادم . در تاريخ 5 / 3 / 24 مقدار اوره در خون 56 سانتىگرم گرديده و كبد نسبتا كوچك و حال عمومى بيمار خيلى بهتر شده بود . آب ترب و شيره خنك مركب از تخم گشنيز ، تخم شبت و تخم خيار تجويز گرديد . ضمنا جوشانده ، از قبيل كاسنى ، شاهتره و اصل السوس نيز داده شد . در تاريخ 8 / 7 / 24 خانم مزبور بار ديگر به مطب آمد . حالش بسيار خوب شده بود پياده از منزل تا مطب را به تنهائى آمده بود . طبق دستور رفتار كرده بود كبدش تقريبا بجال طبيعى درآمده و كسالتش نيز بسيار كاهش يافته بود . مشاهدات در « بلغمى مزاجها » 1 - آقاى حاج شيخ م . ل . ساكن رشت كه بيش از 60 سال داشت بهنگام اقامه نماز جماعت در يكى از شبهاى زمستان در مسجد دچار سرماخوردگى شد . در بازگشت به منزل مصادف با هواى بارانى گرديد . شام هم ماست و اسفناج صرف كرده صبح كه از خواب برخاست متوجه شد نيمهاى از بدنش سنگين و تنبل گشته بطورى كه درست تحت فرمان او قرار ندارد و در واقع به فلج ناقص دچار گرديده است . ادرارش بىاختيار و ناآگاه كمى به صورت چكه مىآمد . پزشكان ايرانى و روسى در رشت مدت سه ماه به درمانش پرداخته و مداواى سكته نمودند . سودى نبخشيد . لذا به تهران آمد . محترمين گيلانى هريك طبيبى حاذق و متخصص برايش بردند . باز همان تشخيص و دستورات داده شد . روشها با جزئى اختلاف همگى يكسان بودند و فرقى در حال بيمار حاصل نشد .